سازه به طور کامل مونتاژ شده است. ستون ها معمولا از لوله های مربع، لوله های گرد و ستون های U شکل ساخته می شوند. تیرهای اصلی و فرعی معمولاً از فولاد نورد گرم و فولاد C شکل سرد ساخته می شوند. دال های کف معمولاً از دال های کف فولادی نورد سرد ساخته می شوند. سازه در هم قفل شده است و دال های کف به تیرهای اصلی و فرعی توسط مکانیزم قفلی طراحی شده مخصوص قفل می شوند.
انباری را در پایان یک شیفت کاری تصور کنید: پالتهای کالاهای تمامشده منتظر در محل دریافت، مواد...
ادامه مطلبهنگامی که یک لیفتراک یک پالت کامل را روی یک تیر قفسه میاندازد، سازه بیش از وزن ساکن دریافت می...
ادامه مطلبAnhui Huijian Intelligent Equipment Co., Ltd. اخیراً از هیئتی متشکل از نمایندگان یک شرکت آلمانی ا...
ادامه مطلبچرا قفسه های قالب یک ابزار اصلی جریان کار هستند؟ در هر محیط تولیدی که به قالبها متکی اس...
ادامه مطلبقفسه بندی بدون پیچ و مهره سبک چیست؟ قفسه بندی بدون پیچ و مهره سبک نوعی قفسه ذخیرهسازی ا...
ادامه مطلبارتفاع داخلی واضح - بعد عمودی قابل استفاده از کف تمام شده تا کمترین انسداد بالا - تنها محدود کننده ترین پارامتر در هر قفسه های نیم طبقه پروژه سیستم، با این حال اغلب تنها در یک یا دو نقطه در ساختمان اندازه گیری می شود نه اینکه به طور سیستماتیک در سراسر ردپای کامل نصب نقشه برداری شود. سازه های سقف، کانال های HVAC، لوله های اطفاء حریق، وسایل روشنایی، و تیرهای باند جرثقیل، همگی محدودیت های ارتفاع موضعی ایجاد می کنند که ممکن است بسیار کمتر از ارتفاع واضح نامی ذکر شده در مشخصات ساختمان باشد. نصب سیستم قفسه بندی سکوی فولادی نیم طبقه انبار بدون بررسی جامع انسداد بالای سر به طور معمول منجر به تضادهای ساختاری می شود که فقط در حین نصب کشف می شوند و نیاز به تغییر مسیر پرهزینه یا کاهش ارتفاع نیم طبقه دارند.
حداقل محاسبه ارتفاع روشن برای دو سطح قفسه های نیم طبقه system باید همه موارد زیر را به طور همزمان برآورده کند: فضای سر روشن مورد نیاز در طبقه همکف زیر عرشه نیم طبقه (معمولاً 2400 تا 2700 میلی متر برای دسترسی پرسنل با تجهیزات جابجایی مواد). عمق ساختاری خود عرشه نیم طبقه، شامل تیرهای اولیه، تیرچه های ثانویه و عرشه (معمولاً 250-450 میلی متر بسته به دهانه و بار). فضای سر روشن مورد نیاز در سطح کف نیم طبقه (باز هم حداقل 2400-2700 میلی متر، اگر قفسه بندی یا قفسه بندی بلند بالای نیم طبقه نصب شود بیشتر) و الزامات ترخیص اطفاء حریق، که در بسیاری از حوزه های قضایی حداقل فاصله بین بالای انبار و منحرف کننده های آبپاش 450-600 میلی متر را الزامی می کند. افزودن این لایه ها اغلب حداقل ارتفاع شفاف ساختمان 6.5 تا 7.5 متر را برای یک سیستم قفسه بندی طبقه نیم طبقه عملکردی به دست می دهد، که بسیاری از ساختمان های انبار قدیمی را بدون تغییر ساختاری قابل توجه حذف می کند.
در جایی که ارتفاع ساختمان مرزی است، کاهش عمق ساختاری عرشه نیم طبقه اهرم اصلی است. جابجایی از ساختار اولیه پرتو I معمولی به تیرهای سلولی - تیرهای فولادی با بازشوهای دایرهای یا شش ضلعی - به سرویسهایی مانند لولههای آبپاش و مجرای الکتریکی اجازه میدهد تا به جای زیر آن، از شبکه تیر عبور کنند و عمق ساختاری 150 تا 300 میلیمتر را بدون کاهش ظرفیت بار پرتو بازیابی کنند. این تغییر طراحی واحد می تواند یک ساختمان حاشیه ای را برای نصب سیستم قفسه بندی نیم طبقه امکان پذیر کند.
شبکه ستونی سیستم قفسه بندی سکوی فولادی نیم طبقه انبار صرفاً یک سؤال ساختاری نیست - این یک تصمیم برنامه ریزی فضایی است که به طور دائم نحوه استفاده از سطح همکف زیر نیم طبقه را برای طول عمر نصب شکل می دهد. ستون هایی که بدون اشاره به جریان مواد در طبقه همکف، طرح راهروهای قفسه بندی یا شعاع چرخش تجهیزات قرار می گیرند، موانعی ایجاد می کنند که کاربرد طبقه همکف را بسیار بیشتر از ردپای فیزیکی خود ستون ها کاهش می دهد.
ستونی که در وسط یک راهرو لیفتراک برنامه ریزی شده قرار می گیرد نه تنها راهرو را مسدود می کند - بلکه باعث تغییر مکان راهرو می شود که ممکن است جایگاه های ذخیره سازی مجاور را فشرده کند، طول ردیف قفسه را کاهش دهد یا مناطق مرده را در هندسه گوشه اطراف ستون ایجاد کند که برای قفسه بندی پالت استاندارد بسیار باریک است اما بیش از حد عریض است که خالی بماند. اثر تجمعی قرارگیری ضعیف ستون در منطقه طبقه همکف می تواند موقعیت های قفسه بندی قابل استفاده را در مقایسه با طرحی که در آن شبکه ستون از ابتدا با طرح قفسه هماهنگ شده بود، 15 تا 25 درصد کاهش دهد.
رویکرد برنامهریزی عملی این است که ابتدا قفسهبندی و چیدمان راهرو در طبقه همکف ایجاد شود، سپس شبکه ستون میانی تعریف شود تا خطوط مرکزی ستون را با ردیفهای قائم قفسهها و نه با مراکز راهروی قفسهها تراز کند. این بدان معناست که ستونها بین مکانهای ذخیرهسازی قرار میگیرند و نه در راهروها، و تاثیر عملیاتی را به حداقل میرسانند. در اکثر پیکربندیهای استاندارد قفسهبندی پالت با عرض 2700 میلیمتر و راهروهای عرضی 3500 میلیمتر، یک شبکه ستونی تقریباً 5400 میلیمتری (دو عرض جایگاه) در جهت ذخیرهسازی و 8000 تا 10000 میلیمتر در جهت راهرو قابل اجرا است. شبکههای پهنتر از 10000 میلیمتر شروع به نیاز به تیرهای اولیه عمیقتر برای کنترل انحراف تحت بارهای کف نیم طبقه، افزایش عمق سازه و مصرف فضای سر میکنند.
لایه عرشه الف سیستم قفسه بندی طبقه اشکوب - سطحی که در بالای ساختار تیرچه ثانویه قرار می گیرد و پلت فرم قابل استفاده را تشکیل می دهد - در چندین ماده رقیب مشخص شده است که هر کدام دارای ویژگی های ساختاری، عملیاتی و نگهداری متمایز هستند. انتخاب به ندرت ساده است زیرا الزامات حاکم بین سطح کف نیم طبقه (جایی که پرسنل راه می روند و تجهیزات کار می کنند) و هر قفسه قفسه ای نصب شده در بالای آن (که نیاز به یک پایه صاف و توزیع کننده بار دارد) متفاوت است.
| نوع عرشه | ضخامت معمولی | توزیع بار | مناسب بودن سطح | محدودیت کلیدی |
| ورق چکر فولادی | 4-6 میلی متر | خوب - سطح پیوسته | لیفتراک، واگن برقی، پرسنل | وزن سنگین خود؛ تابش خیره کننده بازتابی |
| تخته خرده چوب متصل به رزین (RBPB) | 38-50 میلی متر | عالی - منطقه باربری گسترده | پرسنل، تجهیزات سبک | حساس به رطوبت؛ برای محیط های مرطوب مناسب نیست |
| رنده میله باز | عمق 25-40 میلی متر | ضعیف - متمرکز روی میلهها | فقط دسترسی پرسنل | اقلام کوچک را رها می کند. زیر قفسه بندی مناسب نیست |
| عرشه فولادی راه راه با روکش بتنی | کامپوزیت 75-100 میلی متر | عالی - کاملاً ساختاری | انواع تجهیزات، بارهای سنگین | وزن بالای خود؛ نصب پیچیده؛ دائمی |
| صفحه آج آلومینیومی | 4-5 میلی متر | خوب | تجهیزات سبک، پرسنل | سفتی کمتر؛ هزینه بالاتر از فولاد |
تخته خرده چوب چسبانده شده با رزین رایجترین مشخصات عرشه در سیستمهای قفسهبندی نیمساختی است که برای عملیات چیدن دستی در نظر گرفته شده است، عمدتاً به این دلیل که سطح مقطع ضخیم آن بارهای نقطهای از پایههای پایه قفسهای را در یک منطقه تماس وسیعتر توزیع میکند و یک سطح راه رفتن آرام و بدون لغزش را فراهم میکند. شرط اساسی نصب این است که پانل های RBPB باید به طور کامل در امتداد هر چهار لبه پشتیبانی شوند - پوشا بدون پشتیبانی بین تیرچه های ثانویه در نقطه میانی پانل باعث لایه لایه شدن پیشرونده تحت بارگذاری های دینامیکی مکرر می شود. در محیطهایی با هر گونه قرار گرفتن در معرض رطوبت - از جمله اتاقهای سردخانه با رطوبت بالا و مناطق بارگیری - RBPB یا صفحه فولادی با سطح فنولیک مشخصات مناسب است، زیرا RBPB استاندارد در لبهها متورم میشود و یکپارچگی ساختاری را در عرض 12 تا 18 ماه پس از تماس منظم با رطوبت از دست میدهد.
سیستم قفسهبندی سکوی فولادی نیمسطح انبار به طور اساسی مشخصات خطر آتشسوزی ساختمانی را که در آن اشغال میکند تغییر میدهد و الزامات آتشسوزی برای محفظهبندی، سرکوب و خروج اغلب محدودکنندهترین عوامل نظارتی در طراحی نیمساخت هستند - بیشتر از بار ساختاری یا ارتفاع ساختمان در بسیاری از پروژهها. درک این الزامات قبل از تکمیل طراحی چیدمان، از سناریویی که در آن یک طراحی نیمساختی از نظر ساختاری سالم نیاز به پیکربندی مجدد عمده برای دستیابی به انطباق با آتش دارد، جلوگیری میکند.
مسئله اصلی این است که یک طبقه نیم طبقه فضای محصور شده ای را در زیر خود ایجاد می کند که صرف نظر از اینکه از نظر فیزیکی با دیوارها محصور شده باشد مانند یک محفظه آتش جداگانه رفتار می کند. اکثر قوانین ساختمانی و تفاسیر مرجع آتش نشانی، سطح زیرین عرشه نیم طبقه را به عنوان سقفی در نظر می گیرند که یا باید طبق استاندارد مشخصی دارای درجه آتش سوزی باشد یا با پوشش آبپاش در زیر آن به گونه ای باشد که گویی یک اتاق محصور است. در عمل، این بدان معناست که نصب سیستم قفسهبندی نیمساختی در ساختمانی با سیستم آبپاش موجود در سطح سقف، تقریباً همیشه نیاز به سرهای آبپاش اضافی دارد که در فضای زیر نیمساخت نصب شدهاند، و اغلب به لایهای بیشتر از آبپاشها در سطح یا درست زیر سطح عرشه نیمساخت برای محافظت از کف بالا نیاز دارد.
الزامات خروج محدودیت های طرح بندی اضافی را تحمیل می کند. بیشتر کدهای آتش نشانی به دو وسیله مستقل برای فرار از هر طبقه نیم طبقه که در آن پرسنل به طور مرتب حضور دارند، با حداکثر مسافت سفر تا یک پلکان 18 تا 45 متر بسته به حوزه قضایی و طبقه بندی اشغال نیاز دارند. برای نصب قفسه های نیم طبقه، این اغلب مستلزم دو راه پله است که برای خدمت به انتهای مخالف سکو قرار می گیرند، که سطح کف نیم طبقه را مصرف می کند و نیاز به دهانه های مربوطه از طریق ساختار عرشه نیم طبقه دارد که باید قاب شده و از لبه محافظت شود. برنامه ریزی مکان راه پله ها به عنوان یک فکر بعدی - پس از نهایی شدن طرح قفسه بندی - به طور منظم منجر به پله هایی می شود که با جایگاه های قفسه بندی در تضاد هستند یا نمی توانند بدون راه پله سوم به مسافت مورد نیاز سفر دست یابند.
بار زنده طراحی برای یک سیستم قفسه بندی کف نیم طبقه - که معمولاً بر حسب kN/m² یا تن بر متر مربع بیان می شود - مشخصاتی است که در پیشنهادات تامین کننده به طور برجسته بیان شده است، اما این رقم نیز اغلب توسط خریداران اشتباه تفسیر می شود. رتبه بار زنده یک فرض بار توزیع شده یکنواخت (UDL) است که در سطح کامل طبقه نیم طبقه برای اهداف طراحی سازه اعمال می شود. حداکثر باری را که می توان در هر نقطه ای قرار داد را نشان نمی دهد و اثرات دینامیکی ناشی از حرکت تجهیزات یا بارهای متمرکز از پایه های پایه قفسه بندی را در نظر نمی گیرد.
نیمساختی که با 5 کیلو نیوتن بر متر مربع (تقریباً 500 کیلوگرم در متر مربع) طراحی شده است، به این معنا نیست که هر متر مربع میتواند به طور همزمان 500 کیلوگرم قفسه به اضافه 500 کیلوگرم محصول را حمل کند - رقم 5 کیلونیوتن بر متر مربع، مقدار ترکیبی ساختار، ذخیرهسازی و اشغال است. علاوه بر این، توزیع فرض شده در محاسبه UDL یکنواخت است، اما سیستم های قفسه بندی بار را در نقاط پایه پا متمرکز می کنند. یک قفسه استاندارد با طول بلند با ردپای 2400 میلی متر × 600 میلی متر و ظرفیت 1500 کیلوگرم آن را روی چهار کنتاکت صفحه پایه متمرکز می کند که هر کدام با سطح تماس 60 × 60 میلی متر است. فشار موضعی کف در هر نقطه تماس ممکن است 10 تا 15 برابر UDL اسمی باشد، به این معنی که عرشه و ساختار تیرچه ثانویه باید علاوه بر بررسی UDL جهانی، برای پانچ موضعی و خمش تحت بارهای متمرکز بررسی شوند.
در Huijian، طرحهای سیستم قفسهبندی نیمساختی ما از طریق مرکز تحقیق و توسعه اختصاصی ما، با محاسبات ساختاری که به صراحت به UDL جهانی و بارهای موضعی پایه پایه میپردازد، توسعه مییابد - ترکیبی که نشاندهنده نحوه عملکرد طبقات نیمساختی در سرویس است، نه اینکه چگونه در یک برگه مشخصات درجه بندی بار ساده ظاهر میشوند.
یک سیستم قفسهبندی نیمساختی که برای جابجایی عمودی کالا تنها به پلکانها متکی است، با افزایش توان عملیاتی، به یک گلوگاه بهرهوری تبدیل میشود. ادغام نوار نقاله های عمودی، بالابرهای کالا، یا بالابرهای پالت در ساختار نیم طبقه، یک ملاحظات طراحی است که باید در مرحله برنامه ریزی چیدمان مورد توجه قرار گیرد - مقاوم سازی این عناصر در یک تاسیسات نیم طبقه به طور قابل توجهی پیچیده تر و پرهزینه تر از ترکیب آنها از ابتدا است.
مفهوم ساختاری نفوذ محور بالابر کالا به عرشه نیم طبقه این است که دهانه عرشه باید به طور کامل با تیرهای تراش سازه ای قاب بندی شود که قادر به هدایت بارهایی هستند که در غیر این صورت توسط تیرچه های ثانویه قطع شده حمل می شدند. تیرهای تراش این بارهای تغییر مسیر داده شده را به نزدیکترین تیرهای اولیه منتقل می کنند، که باید اندازه آنها برای حمل ناحیه فرعی اضافی باشد. برای دهانه های بالابر بزرگ - یک بالابر پالت با سکوی 1200 میلی متر × 1200 میلی متر به دهانه عرشه تقریباً 1500 × 1500 میلی متر با احتساب فاصله ها نیاز دارد - بار تیرهای تراش می تواند قابل توجه باشد و ممکن است برای ایجاد بار کوتاه به یک ستون مسیر نیم طبقه اضافی در مجاورت دهانه نیاز داشته باشد.
فراتر از چارچوب ساختاری، رابط بین بالابر و عرشه نیم طبقه به توجه ویژه در سه زمینه نیاز دارد:
انتخاب بین یک سیستم قفسهبندی نیمساختی مدولار - ساخته شده از اجزای استاندارد شده و از پیش مهندسی شده با افزایشهای ثابت - و یک ساختار کاملاً سفارشی ساخته شده اغلب به عنوان یک مقایسه هزینه ساده در نظر گرفته میشود که در آن ماژولار ارزانتر است. این قاب بندی در بسیاری از کاربردهای استاندارد دقیق است، اما در شرایط خاصی که محدودیتهای سیستمهای مدولار هزینههای پنهانی را ایجاد میکند که فقط در هنگام نصب یا بهرهبرداری ظاهر میشوند، خراب میشود تا در قیمت اولیه.
سیستمهای نیمساخت مدولار از طریق اندازههای استاندارد شده ستون در افزایش ارتفاع ثابت (معمولاً گامهای ۱۰۰ میلیمتری یا ۱۵۰ میلیمتری)، دهانههای تیر استاندارد در عرضهای ثابت (معمولاً ۲۰۰۰ میلیمتر، ۲۵۰۰ میلیمتر، ۳۰۰۰ میلیمتر) و جزئیات اتصال از پیش مهندسیشده که بهطور تکراری در ساختار تکرار میشوند، کارایی هزینه خود را به دست میآورند. این استانداردسازی به طور چشمگیری زمان مهندسی و هزینه ساخت ردپای نیمساخت مستطیلی را در ساختمانهایی با ابعاد منظم کاهش میدهد. مقایسه هزینه واقعاً به نفع سیستمهای مدولار در این شرایط به میزان 20 تا 35 درصد نسبت به ساختارهای سفارشی معادل است.
شرایطی که سیستم های مدولار مزیت هزینه خود را از دست می دهند عبارتند از:
ما قفسه بندی سکوی فولادی نیم طبقه انبار سیستمها در هر دو پیکربندی سفارشی مدولار و کاملاً مهندسی شده در دسترس هستند که از طریق مرکز تحقیق و توسعه 1500 متر مربعی ما توسعه یافته و در شش خط تولید اختصاصی تولید میشوند - به این معنی که راهحل ساختاری میتواند دقیقاً با هندسه ساختمان و الزامات بار مطابقت داشته باشد نه اینکه ساختمان را مجبور به انطباق با یک شبکه محصول استاندارد کند.
در تاسیسات انباری که در آن یک سیستم قفسه بندی طبقه نیم طبقه در مجاورت یا به طور ساختاری با قفسه بندی پالت های سنگین موجود نصب شده است، نشست دیفرانسیل بین ستون های نیم طبقه و پایه های قفسه مجاور یک مسئله قابلیت سرویس طولانی مدت است که به ندرت در برنامه ریزی نصب به آن پرداخته می شود. هر دو نوع سازه بارهای نقطه ای قابل توجهی را بر روی دال کف انبار تحمیل می کنند، اما آنها این کار را از طریق مناطق مختلف صفحه پایه، در شدت بارهای مختلف و با تاریخچه های بارگذاری متفاوت انجام می دهند - شرایطی که در طول زمان نرخ های نشست متفاوتی را ایجاد می کنند.
ستونهای نیمساختی معمولاً بارهای نقطهای پایدار بالاتری را نسبت به قفسههای پالت تحمیل میکنند - یک ستون نیمساختی که ۴۰ تا ۶۰ تن کف را تحمل میکند، بار زنده، و قفسهبندی بالای آن، فشار صفحه پایه را به مراتب بالاتر از یک قفسه پالت استاندارد به صورت عمودی در زیر همان ردپا ایجاد میکند. اگر هر دو بر روی یک دال بتنی با ضخامت یکنواخت بنا شوند، ستون میانی باعث انحراف دال و نشست طولانیمدت خزش نسبت به قفسه مجاور میشود. در طی دو تا پنج سال، این نشست دیفرانسیل میتواند جابجایی عمودی نسبی 5 تا 15 میلیمتری بین ستونهای نیمساخت و ردیفهای قفسه مجاور ایجاد کند - برای ایجاد خم قابل اندازهگیری در قائمهای قفسهای که به طور فیزیکی به ساختار نیمساخت متصل شده یا در برابر آن قرار میگیرند، و برای ایجاد شیب قابل مشاهده روی سطح عرشه نیمساختی که بر قابلیتپذیری تجهیزات دستی چرخدار تأثیر میگذارد، کافی است.
رویکرد ساختاری صحیح این است که نیمساخت و هر قفسه مجاور آن را بهعنوان سازههای مستقل با یک اتصال حرکتی عمدی بین آنها، بدون توجه به اینکه چقدر به یکدیگر نزدیک هستند، در نظر بگیریم. ستون های نیم طبقه باید از طریق صفحات پایه به دال متصل شوند تا فشار کف را تا حدی که با ظرفیت باربری بلندمدت دال و نه صرفاً استحکام تسلیم کوتاه مدت آن همخوانی دارد، محدود کند. در مواردی که دال نازک است یا سطح زیرین آن قابل تراکم است، بهبود زمین در زیر مکانهای ستون نیمساخت - از طریق تزریق فشرده یا نصب ریزشمعها - راهحل طولانیمدت قابل اعتمادتری نسبت به توزیع بارهای نیمساختی تنها از طریق صفحات پایه بزرگ است.